هرچه سعی کردم ننویسم، نشد! ادر توییتی اسم کوردیا مولانی کودک یکساله پرواز اوکراین
و ماکان نصیری کودک هفتساله دبستان میناب را کنار هم دیدم. گویا هر دو را مفقودالاثر نامیدهاند. مفقودالاثر؟ هرگز! اثر آنها در عمق قلب من و بسیاری مردم تا ابد باقیست؛ چنان که کیان پیر فلک هست!
میدونستید بچههای مینابم توی کاورای مشکی گذاشتن چیدن توی یه سالن پدر و مادرا برن شناساییشون کنند؟ کاوراشون رنگ و رو رفته بود از غبار آوار. تقریبا هیچ کدومشون پر نشده بود اینقدر کوچک بودن.
دادخواهی انتخابی نیست. اگر صحنههای دی ماه را برای جوشش خشم دیدید اینا رو هم ببینید.
یک آدم عادی را تصور کنید که نه به حکومت وابسته است و نه حتی علاقهای به سیاست و ایدئولوژیهای گوناگون دارد. اینترنت برای همه قطع شده، اما او از مسیر شرکتی که تاسیس کرده یا کارفرمایش یک مجوز «قانونی» برای دسترسی میگیرد. از این امتیاز استفاده میکند، کارش را جلو میبرد، زندگیاش را ادامه میدهد. نه اعتراضی میکند، نه حتی لحظهای مکث جدی. در ذهنش هم توجیه سادهای دارد: «من که طرفدار حکومت نیستم، فقط دارم کارم را میکنم.» او میداند دیگران محروماند، اما این نابرابری را به مساله شخصی خودش تبدیل نمیکند. تبعیض، برایش به یک واقعیت روزمره و قابلپذیرش تبدیل میشود.
این یک نمونه کلاسیک از «ابتذال شر» است که هانا آرنت ارائه کرد. در نگاه او، شر نه از هیولاها، بلکه از آدمهای کاملا معمولی سر میزند. بر اساس این نظریه زمانی که اعضای معمولی جامعه بدون تامل اخلاقی، خودشان را در دل یک ساختار ناعادلانه حل میکنند و فقط «وظیفهشان» را انجام میدهند، در واقع خود به عامل تداوم و ریشهگرفتن شر تبدیل میشوند. مساله این نیست که فرد نیت بد دارد یا نه، بلکه نکته کلیدی این است که او مسئولیت اخلاقی را کنار میگذارد و به وضعیت موجود عادت میکند. در این مثال، فرد نه طراح قطع اینترنت یا ایجاد اینترنت طبقاتی است و نه حتی مدافعش، اما با پذیرفتن و عادیسازی آن، به تداومش کمک میکند.
زمان قتلعام دی ماه و دو هفتهای که نت قطع بود یه مرحلهای گوگل رو باز کردن، من اسم عزیزم رو سرچ میکردم ببینم چی توئیت زده، چی گفته. صفحه اول نشون میداد خلاصه توئیتهاش رو.
وصل کردن صرفا موتور جستجو گوگل بعد نزدیک به پنجاه روز قطعی اینترنت تحقیر مردم و توهین به شخصیت خودتونه.شرم
مسئله #اینترنت_طبقاتی و #سیمکارت_سفید فقط اینترنت نیست؛ اعلام رسمیِ بیعدالتی است:
یعنی تقسیم مردم به صاحبان امتیاز و شهروندان درجهدو،
به خودی و غیرخودی،
به محرم و نامحرم،
به اشراف و رعیت…
سکوت در برابر این #تبعیض، تندادن به همان منطق اشراف و رعیت است.
طرف یه توییت میکنه کل سنایی رو پلمب کردن!
فرداش اسم دو تا کافه رو میگه فقط که پلمب شدن.
چند ساعت بعدش میگه یکی از اون دو تا پلمب نشده.
شرم هم خوب چیزیه! شرم!
یهجوری تعدیل و بیکاری آدما طبیعی شده انگار همه کسایی که کار میکردن پسانداز دارن یا از باباشون پول تو جیبی میگیرن. انگار نه انگار مسئله «زنده موندن» آدماست.
مادر #ماکان_نصیری : «هر کسی که از زیر آوار بیرون کشیده میشد، بیجان بود. تعداد کمی دچار خفگی شده بودند. بیشترشان تکهتکه بودند.»
#جنایت_میناب#مدرسه_میناب
جمهوری اسلامی در هر شرایطی اعم از #جنگ آتشبس و صلح، یک پروژه را پیش میبرد
مهندسی نابرابری و چندتکهسازی جامعه و تبدیل بخشی از جامعه به شبکهای رانتی که در عمل به ناظر و کنترلگر زندگی مردم عادی بدل میشود.
#سیمکارت_سفید#سیمکارت_پرو#اینترنت_طبقاتی
کارتهای تردد و عبور محدود
پرایوتنامبر برای حلقههای خاص
کارت سوخت ویژه
وامهای کلان بدون بهره برای خودیها
تخصیص رانتی ارز
رانت فروش VPN
دوگانهسازی رفتاری، غربستیزی و تجملگریزی برای مردم عادی، در کنار غربگرایی و تجملگرایی برای آقازادهها و حلقههای قدرت
این یک معماری پراکنده در یک ساختار واحد است با ابزارهای مختلف، برای ساختن جامعهای با شهروند درجهیک و درجهدو، خودی و ناخودی.
نتیجه این سیاست بازتولید شکاف طبقاتی از مسیر محدود کردن حقوق و دسترسیهای پایه یک جامعه است که حتی اگر جنگ هم نبود در نهایت منجر به سقوط خواهد شد